تاریخچه مجسمه سازی
تاریخچه مجسمه سازی
پیشینه مجسمه سازی ، از دوره پیش از تاریخ، در طول دوره کلاسیک و سپس دوره گوتیک و از رسانس تا سده 21، پیشینه مجسمه سازی مملو از مجسمه سازان اعجاب انگیزی است. که در کمال تاسف بسیاری از آنها گمنام ولی بیان بصری ایشان در قالب مجسمه ها همواره به صورت سنگواره مرمری، نقش برجسته های سنگی و پیکره های برنزی در کنار ما باقی ماندند. حتی امروزه در دنیای کنونی،
می توان قطع به یقین گفت که با رفتن به هر میدانی و هر کلیسایی و یا شهرهای بزرگ و ساختمانهای معروف در جهان، می توان نمونه هایی بسیاری عالی از هنر مجسمه سازی را ناظر شد.
دستسازههای دلبریجات ترکیبی از هنر، خلاقیت و زیبایی هستند. مجموعهای از گوشوارههای دستساز، زیورآلات رزینی، گردنبندهای هنری، گلسرها و اکسسوریهای خاص که با الهام از طبیعت و هنر طراحی و تولید میشوند. برای مشاهده جدیدترین محصولات و خرید آنلاین به سایت دلبریجات مراجعه کنید: DelBariJat.com

مجسمه سازی چیست و چرا شناخت تاریخ آن مهم است ؟
مجسمه سازی، تندیس سازی، تندیس گری یا پیکرتراشی به انگلیسی (Sculpture) هنری است که با حجم و فضا سر و کار دارد و از دل سنگ، چوب، فلز، خاک، گچ، برنز و ده ها ماده دیگر، شکل های زنده و پر احساس می سازد .
وقتی درباره تاریخچه مجسمه سازی صحبت می کنیم، فقط یک خط زمان خشک و پر از تاریخ و اسم حفظ نمی کنیم. در واقع داریم قصه انسان را از لحظه ای که با یک سنگ ساده شکل کوچک ونوس را تراشید تا زمانی که با فلز، بتن، نور و حتی نئون، مجسمه هایی برای میدان های شهر و گالری ها ساخت دنبال می کنیم.
شناخت این تاریخ برای کسی که می خواهد مجسمه ساز شود یا همین حالا در حال انتخاب رشته است چند فایده بزرگ دارد
-
می فهمی هر سبکی از کجا آمده و چرا اینقدر با بقیه فرق دارد.
-
درک می کنی چرا بعضی مجسمه ها ساده و مینیمال هستند و بعضی دیگر پر از جزئیات و احساس.
-
وقتی خودت کار می سازی، ناخودآگاه از این آگاهی تاریخی الهام می گیری و مسیر شخصی ت را پیدا می کنی.
در این مطلب، مسیر را قدم به قدم از دوران پیش از تاریخ شروع می کنیم و تا مجسمه سازی معاصر جلو می آییم تا یک تصویر روشن و قابل فهم از این هنر در ذهن تو شکل بگیرد .

پیشینه مجسمه سازی در قدیم : پارینه سنگی

مجسمه سازی در دوره های میانه سنگی و نوسنگی
نقش برجسته ها و پیکره های ایستاده
در دوره میانه سنگی، مجسمه های انسانی و نقش برجسته های بیشتری در محوطه هایی مثل نوالی کوری و گوبکلی تپه در ترکیه کشف شده است. این آثار معمولا پیکرهای ایستاده با چهره هایی نمادین و بدن های ساده شده هستند. نمونه های معروف دیگری مثل پیکر رب النوع ماهی در منطقه لِپنسکی ویر در صربستان کشف شده که نشان می دهند مجسمه سازی به تدریج به سمت نمادهای مذهبی و آیینی رفته است.

از همین دوره، مجسمه چوبی معروف شیگیر آیدل در روسیه هم باقی مانده که یکی از قدیمی ترین مجسمه های چوبی شناخته شده در جهان است. این کار نشان می دهد که انسان ها فقط با سنگ کار نمی کردند، بلکه با چوب و مواد دیگر هم حجم می ساختند .

نوسنگی، سفالگری و آغاز معماری عظیم
در دوره نوسنگی، زندگی انسان ها آرام آرام یک جا نشین تر شد، کشاورزی شکل گرفت و معماری جدی تر شد. در این دوره
-
سفالگری به شدت رشد کرد.
-
پیکره های سفالی و برنزی به وجود آمد.
-
ساختمان های بزرگ با دیوارهای مناسب برای نقش برجسته و مجسمه ساخته شدند.
اهرام مصر یکی از اوج های این دوره است. این بناهای عظیم فقط سازه هایی سنگی نیستند، بلکه روی دیوارهایشان پر از نقش برجسته و مجسمه های مرتبط با باورهای دینی، فرعون ها و جهان پس از مرگ است.


همزمان با گسترش شهرها و بناهای عمومی در نقاط مختلف جهان، نیاز به تزئینات حجمی بیشتر شد و مجسمه سازی آهسته آهسته از یک کار کوچک و آیینی به بخشی جدی از معماری و فضای زندگی جمعی تبدیل شد .

مجسمه سازی در خاور دور و سرزمین های شرقی
در بخش دیگری از جهان، یعنی شرق آسیا، مجسمه سازی مسیر خاص خود را داشت. در چینِ دوران شانگ، مجسمه های برنزی عظیم و بسیار دقیق ساخته شد که بسیاری از آن ها برای آیین های مذهبی و درباری استفاده می شدند. این آثار نشان می دهند که چطور ترکیب هنر، مذهب و قدرت سیاسی، مجسمه سازی را در سطح بالا نگه داشته است.
در هند و جنوب شرق آسیا، معابد معروفی مثل کانداریا ماهادوا و آنکور وات در کامبوج پر از نقش برجسته ها و پیکره های سنگی هستند. در این آثار، بدن انسان با حرکات نرم، لباس های پرجزئیات و داستان های اسطوره ای به تصویر کشیده شده است.
اگر به این مسیر نگاه کنیم، می بینیم که در شرق، مجسمه اغلب با دین، اسطوره و معماری پیوندی عمیق داشته و دیوار معبد و بدن مجسمه از هم جدا نیستند .
![]()
مجسمه سازی در جهان کلاسیک
یونان باستان و تولد پیکره های ایده آل
وقتی از تاریخچه مجسمه سازی حرف می زنیم، یونان باستان یکی از مهم ترین ایستگاه ها است. در دوره های اولیه، یعنی قبل از قرن ششم پیش از میلاد، مجسمه ها بیشتر حالت خشک و رسمی داشتند. اما از زمانی که دوره آرکائیک شروع شد، پیکرهای مردانه عریان به نام کوروس و پیکرهای زنانه به نام کوره، با تناسبات بهتر و طبیعی تر ساخته شدند .


در دوره کلاسیک، هنرمندانی مثل میرون و فیدیاس با کار روی برنز و سنگ مرمر، بدن انسان را با دقت و تعادل فوق العاده ای تصویر کردند. مجسمه ها در این دوره به نوعی الگوی زیبایی و تناسب بدن تبدیل شد و بسیاری از آثار آن ها تا قرن ها بعد الهام بخش مجسمه سازان دیگر بودند.
در دوره هلنیستیک، احساسات شدیدتر شد. بدن ها در حالات پیچیده، تعادل های تند، چهره های پر از درد یا هیجان تصویر می شدند. آثاری مانند ونوس میلو، لائوکون و پسرانش و مجسمه گالی در حال مرگ از همین دوره است و نشان می دهد که مجسمه فقط نمایش زیبایی ایده آل نیست، بلکه می تواند احساسات انسانی را به شکل بسیار قدرتمندی نشان بدهد .

سلتی ها و مجسمه های فلزی
در غرب اروپا، قبایل سلتی که در کار طلاسازی و آهنگری مهارت زیادی داشتند، مجسمه های فلزی ظریف و پیچیده ای ساختند. آن ها از طلا، برنز و آهن برای ساخت اشیای آیینی، زیورآلات و گاهی مجسمه های کوچک استفاده می کردند. طرح های پیچیده و منحنی وار این قوم، بعدها روی هنر بسیاری از مناطق دیگر هم تاثیر گذاشت و نشان داد که مجسمه سازی فلزی تا چه حد می تواند پیشرفته و خلاق باشد.

مجسمه سازی در روم باستان
رومی ها در ابتدا تحت تاثیر هنر اتروسک ها و سپس یونانی ها بودند، اما کم کم مسیر خودشان را پیدا کردند. در دوران جمهوری و ابتدای امپراتوری، مجسمه های آن ها بسیار واقع گرایانه بود. به ویژه نیم تنه های پادشاهان، سرداران و افراد مهم، با چین و چروک های صورت و جزئیات کامل نمایش داده می شد تا قدرت و شخصیت فرد را نشان دهد .
بعد از مدتی، سبک حماسی تری شکل گرفت. مجسمه های بزرگ سوار بر اسب، نقش برجسته های طولانی روی ستون ها و بناها که پیروزی های نظامی و قدرت سیاسی را روایت می کرد، نشان می دهد که مجسمه سازی در روم ابزاری برای نمایش اقتدار امپراتوری بوده است .

از بیزانس تا قرون وسطی و گوتیک
بیزانس و محدودیت در حجم سازی
بعد از تقسیم امپراتوری روم، در بخش شرقی یعنی بیزانس، هنر به سمت مذهبی شدن کامل رفت. در این دوره
-
بسیاری از آثار حجمی به نقش برجسته های کم عمق، عاج تراشی و طلاکوبی محدود شد.
-
به دلیل دیدگاه مذهبی ارتدوکس، ساخت مجسمه های سه بعدی انسانی در بسیاری موارد خوشایند نبود.
به همین دلیل، در بخش بزرگی از بیزانس، نقاشی های آیکون و تزئینات دو بعدی بر حجم های کاملا سه بعدی غلبه داشتند .

قرون تاریک و پیوند دوباره معماری و مجسمه
در قرون موسوم به قرون تاریک، اوضاع سیاسی و اجتماعی اروپا ناپایدار بود و هنر مجسمه سازی هم دوره ای کم رنگ را تجربه کرد. در برخی نقاط مثل ایرلند، صلیب های سنگی منقوش ساخته شد که هم نقش یادبود مذهبی داشتند، هم نوعی بیان تصویری برای داستان های انجیل بودند .

به مرور، با شکل گیری شهرها و کلیساهای تازه، معماری دوباره به مجسمه سازی نیاز پیدا کرد. ستون ها، سردرها و دیوارها برای بیان داستان های دینی و تزئین فضا، احتیاج به نقش برجسته و پیکر داشتند و همین نیاز، زمینه سبک های بعدی را آماده کرد .

رومانسک: شروع دوباره نقش برجسته های قوی
در قرن یازدهم میلادی، سبک رومانسک با کلیساهای سنگین، دیوارهای ضخیم و پنجره های کوچک شناخته می شد. در کنار این معماری، نقش برجسته های زیادی روی سردرها، ستون ها و دیوارها شکل گرفت.
در همین دوره، هنرمندانی چون ماتئو و بندتو آنتلآمی و دیگر مجسمه سازان، با حکاکی سنگ و ایجاد صحنه های پرجمعیت روی سردر کلیساها، به نوعی روایت تصویری از ایمان و باور مردم آن زمان پرداختند .

گوتیک: اوج ترکیب معماری و مجسمه
در سبک گوتیک، همه چیز بلندتر و سبک تر شد.
-
طاق های نوک تیز
-
دیوارهای نازک
-
پنجره های عظیم با شیشه های رنگی
در چنین فضایی، مجسمه ها نقش مهمی داشتند. سردر کلیساها پر از ردیف مجسمه های پیامبران، حواریون و صحنه های انجیل بود. داخل کلیسا هم مجسمه های ستونی و نقش برجسته های پرجزییات دیده می شد.
در کلیساهای معروفی مثل نوتردام پاریس یا کلیسای کلن در آلمان، می توان دید که مجسمه سازی چطور به معمار کمک کرده تا فضا را روحانی تر و تأثیرگذارتر کند .



رنسانس: بازگشت به انسان و بدن
رنسانس ایتالیا
با شروع رنسانس در ایتالیا، هنرمندان دوباره به آثار یونان و روم باستان نگاه کردند. در فلورانس، هنرمندانی مانند برونلسکی، دوناتلو و دیگران تلاش کردند تا تعادل، آناتومی و حرکت بدن انسان را دوباره کشف کنند.
مجسمه های این دوره
-
بدن را طبیعی تر و علمی تر نشان می دهند.
-
تناسبات، تعادل وزن و حرکات واقعی تر است.
-
انسان و تجربه انسانی در مرکز توجه قرار می گیرد.
خانواده مدیچی در فلورانس از این هنرمندان حمایت می کردند و همین حمایت باعث شد مجسمه سازی و معماری رنسانس رشد سریعی داشته باشد .

اوج رنسانس و میکل آنژ
در اوج رنسانس، نام میکل آنژ بیش از همه می درخشد. آثار او مانند داوود، پیتا و مجسمه های متعددی که برای مقبره ها و کلیساها ساخته، نمونه هایی قدرتمند از ترکیب نیرو، احساس و زیبایی بدن انسان هستند .
در کارهای او، سنگ مرمر به شکلی تراشیده شده که عضلات، پوست و حتی احساس در چهره و حالت بدن محکم و زنده دیده می شود. بسیاری از مجسمه سازان بعدی، خود را ادامه دهنده راه او می دانستند و تا قرن ها، اثرش در مجسمه سازی اروپا باقی ماند.
رنسانس شمالی و مجسمه های چوبی
در مناطق شمالی اروپا، مثل آلمان و هلند، مجسمه سازی بیشتر با چوب گره خورده بود. هنرمندانی مانند ویت اشتوس و دیگران، محراب های چوبی و نقش برجسته های مذهبی با جزئیات زیاد ساختند. در این آثار، چین و شکن لباس ها، حالت چهره ها و حرکات دست ها به دقت نشان داده شده و فضای کلیسا را پر از روایت و احساس می کند .

از باروک تا روکوکو و نئوکلاسیسم
باروک: حرکت، احساس و شکوه
در قرن هفدهم، سبک باروک در پاسخ به تغییرات مذهبی و سیاسی اروپا، مخصوصا در کلیسای کاتولیک، شکل گرفت. در این سبک
-
حرکت بدن ها اغراق آمیزتر است.
-
چین های لباس ها سیال و موج دار است.
-
نور و سایه نقش مهمی در تأثیرگذاری مجسمه دارد.
برنینی، مجسمه ساز و معمار بزرگ این دوره، مجسمه هایی ساخت که انگار در لحظه ای از حرکت متوقف شده اند. در آثار او، سنگ مرمر تبدیل به پوست، پارچه و حتی نور به نظر می رسد. این سبک برای فضاهای کلیسایی و میدان های شهری، ترکیبی از قدرت، احساس و شکوه به وجود آورد .

روکوکو: لطافت و تزئینات پرجزئیات
در ادامه باروک، سبک روکوکو در فرانسه و سپس اروپا شکل گرفت. این بار
-
فضا صمیمی تر و خصوصی تر می شود.
-
موضوعات عاشقانه، روزمره و شاد بیشتر دیده می شود.
-
تزئینات ظریف، خطوط منحنی و فرم های سبک در مجسمه ها حضور دارند.
مجسمه های روکوکو اغلب برای تزئین کاخ ها و فضاهای داخلی ساخته می شدند و نسبت به باروک جدی و حماسی، حال و هوای نرم تر و دلنشین تری داشتند .


نئوکلاسیسم: بازگشت دوباره به سادگی کلاسیک
بعد از روکوکو، با شکل گیری نئوکلاسیسم، هنرمندان دوباره سراغ سادگی و وضوح فرم های یونانی و رومی رفتند. در این سبک
-
بدن ها با تناسبات کلاسیک و آرام نشان داده می شوند.
-
موضوعات اغلب قهرمانانه و الهام گرفته از اسطوره و تاریخ هستند.

آنتونیو کانووا و دیگر مجسمه سازان این دوره، آثاری ساختند که هم از نظر تکنیک عالی بودند، هم آرامش و وقار خاصی داشتند.
در همین دوران، مجسمه ساز بزرگی مثل اگوست رودن در فرانسه ظهور کرد که با وجود الهام گیری از سنت، نگاه تازه ای به حجم و سطح داشت و پلی شد بین کلاسیک و مدرن .

مجسمه سازی مدرن: از کوبیسم تا هنر مفهومی
آغاز مدرنیسم و شکستن قواعد قدیمی
در قرن بیستم، شرایط اجتماعی و فکری جهان دگرگون شد. جنگ ها، انقلاب ها، رشد شهرها و تکنولوژی، همه بر هنر اثر گذاشت. در این دوره، هنرمندانی مثل کنستانتین برانکوزی، امبرتو بوچونی و نائوم گابو به دنبال فرم های ساده تر، انتزاعی تر و متناسب با دنیای جدید رفتند.
جنبش کوبیسم، که با نام هایی مثل پیکاسو و براک در نقاشی شناخته می شود، روی مجسمه سازی هم اثر گذاشت. حجم ها خرد شدند، دیدگاه های مختلف در یک مجسمه جمع شد و شکل های هندسی به جای فرم های طبیعی کامل و صاف قرار گرفتند.
همزمان، سبک های دیگر مانند فوتوریسم، دادا، کنستراکتیویسم و مدرسه باهاوس هر کدام درک تازه ای از رابطه حجم، فضا، ماده و مفهوم ارائه کردند .

سوررئالیسم و دنیای رویاها
در دهه های بعد، سوررئالیسم یا فراواقع گرایی وارد میدان شد. هنرمندانی مانند سالوادور دالی در نقاشی و هنرمندانی چون مِرِت اوپنهایم و دیگر مجسمه سازان، اشیای روزمره را در ترکیب های عجیب و غریب کنار هم قرار دادند.
در مجسمه سازی سوررئالیستی
-
مواد غیرمنتظره کنار هم قرار می گیرند.
-
شکل ها شبیه رویا، کابوس یا خیال هستند.
-
معناها چند لایه و گاهی مبهم اند.
این نگاه، راه را برای هنر مفهومی و استفاده از هر نوع ماده در مجسمه سازی باز کرد .


بعد از جنگ جهانی دوم: مواد جدید و پاپ آرت
پس از جنگ جهانی دوم، مجسمه سازان با مواد تازه ای مثل نئون، پلاستیک، نمد، آهن قراضه و اشیای آماده سر و کار پیدا کردند.
-
بعضی ها مجسمه را شبیه چیدمان های بزرگ ساختند.
-
بعضی دیگر آن را به یک ایده یا پیام تبدیل کردند که ماده فقط وسیله بیانش بود.
جنبش پاپ آرت، با هنرمندانی مثل رابرت راشنبرگ و جاسپر جونز، از تصاویر و اشیای فرهنگ عامه، تبلیغات و دنیای مصرفی استفاده کرد. در این دوره، قوطی، تابلوی نئون، شخصیت های کارتونی و اشیای معمولی تبدیل به حجم هایی هنری شدند و نگاه تماشاگر نسبت به مفهوم مجسمه به چالش کشیده شد.
در ادامه، موج های پست مدرن و هنرمندانی مانند دیمین هرست، با کارهایی مثل نمایش کوسه در فرمالین، نشان دادند که مرز میان مجسمه، چیدمان، شیء واقعی و حتی شوک بصری تا چه حد می تواند جابه جا شود .

مجسمه سازی در شهرها و زندگی امروز
اگر امروز در یک میدان، پارک، موزه یا حتی یک مرکز خرید قدم بزنی، به احتمال زیاد مجسمه هایی می بینی که بخشی از هویت آن فضا شده اند.
-
مجسمه های شهری، یادبود شخصیت های مهم، رخدادهای تاریخی یا مفاهیم اجتماعی هستند.
-
در پارک ها و فضاهای عمومی، مجسمه ها به محیط شخصیت می دهند و حس تعلق ایجاد می کنند.
-
در گالری ها، مجسمه های معاصر با مواد جدید و ایده های تازه، ذهن تماشاگر را درگیر می کنند.

امروزه مجسمه سازی فقط محدود به سنگ و برنز نیست. بسیاری از هنرمندان از ترکیب هنر دستی با تکنولوژی دیجیتال استفاده می کنند. مجسمه سازی دیجیتال با نرم افزارهایی مثل زیبراش و سپس ساخت آن ها با پرینتر سه بعدی یا قالب و ریخته گری، نمونه ای از این ترکیب است .
برای کسی که می خواهد وارد دنیای مجسمه سازی شود، شناخت این تاریخ مثل داشتن یک نقشه راه است. وقتی بدانی از ونوس های کوچک سنگی تا مجسمه های مفهومی امروز چه قدم هایی برداشته شده، راحت تر می توانی جای خودت را در این مسیر پیدا کنی و سبک شخصی ات را بسازی .
وقتی این مسیر تاریخی را در ذهن داشته باشی، هر بار که گل یا سنگ را در دست می گیری، احساس می کنی به زنجیره بلندی از هنرمندان در طول هزاران سال وصل شده ای. زنجیره ای از خلاقیت، تجربه و امید .

سؤالات متداول
۱. دانستن تاریخچه مجسمه سازی واقعا چه کمکی به من می کند ؟
وقتی تاریخ این هنر را می شناسی، می فهمی هر سبکی از کجا آمده و چرا اینقدر با بقیه متفاوت است. این آگاهی باعث می شود وقتی خودت شروع به ساخت مجسمه می کنی، فقط فرم را تقلید نکنی، بلکه بفهمی پشت هر فرم چه فکری بوده است. در دوره های مجسمه سازی پویااندیش، مدرس ها کنار تمرین های عملی، همین نکته ها را به زبان ساده و کاربردی توضیح می دهند تا نگاهت به حجم عمیق تر شود .
۲. اگر فقط می خواهم کار عملی یاد بگیرم، لازم است درباره تاریخ مجسمه سازی هم بخوانم ؟
کار عملی قلب مجسمه سازی است، اما بدون شناخت تاریخ و سبک ها، کارها شبیه تمرین های بدون هویت می شود. وقتی بدانی مثلا باروک چه ویژگی هایی دارد یا مجسمه های مدرن چگونه فکر می کنند، در طراحی های خودت تصمیم های آگاهانه تری می گیری. در کلاس های پویااندیش، این شناخت تاریخی در حد لازم و به شکل ساده در کنار تمرین های کارگاهی ارائه می شود، نه به شکل حفظ کردن تاریخ و سال ها .
۳. برای شروع مجسمه سازی، لازم است قبلا تاریخ هنر خوانده باشم ؟
نه، برای شروع کار لازم نیست از قبل تاریخ هنر بلد باشی. در کلاس های مقدماتی، از صفر با ابزار و مصالح کار می کنی و همزمان، مدرس در حد نیاز درباره سبک ها و دوره ها صحبت می کند. اگر خودت علاقه مند باشی، همین مطلب و مطالب مشابه در سایت پویااندیش می تواند شروع خوبی برای آشنایی با تاریخ این هنر باشد و بعد در دوره، آن را عمیق تر و کاربردی تر تجربه می کنی .
۴. تاریخچه مجسمه سازی بیشتر برای دانشجویان دانشگاه است یا برای هنرجوهای آزاد هم مفید است ؟
این تاریخ، هم برای دانشجو و هم برای هنرجوی آزاد مفید است. اگر در دانشگاه هنر می خوانی، این شناخت به تو کمک می کند پروژه های درسی قوی تری داشته باشی. اگر بدون دانشگاه و در آموزشگاه کار می کنی، همین آگاهی، کیفیت طراحی ها، ایده ها و نمونه کارهایت را بالاتر می برد. در پویااندیش، سعی می شود این مفاهیم به زبان ساده و قابل استفاده برای همه توضیح داده شود تا فقط مخصوص فضای آکادمیک نباشد .
۵. آیا در دوره های مجسمه سازی پویااندیش فقط سبک های کلاسیک کار می شود یا به مجسمه سازی مدرن هم پرداخته می شود ؟
در دوره های مجسمه سازی، هم اصول کلاسیک مثل شناخت حجم، تعادل، آناتومی و ساختن فرم های پایه آموزش داده می شود، هم در ادامه و سطوح بالاتر، به سراغ ایده های معاصر، حجم های آزادتر و روش های جدیدتر می رویم. مدرس ها با توجه به سطح و علاقه هنرجو، مثال هایی از دوره های مختلف تاریخ مجسمه سازی نشان می دهند تا بدانی چطور می توانی از هر دوره چیزی یاد بگیری و در کار خودت به کار ببری .
دستسازههای دلبریجات ترکیبی از هنر، خلاقیت و زیبایی هستند. مجموعهای از گوشوارههای دستساز، زیورآلات رزینی، گردنبندهای هنری، گلسرها و اکسسوریهای خاص که با الهام از طبیعت و هنر طراحی و تولید میشوند. برای مشاهده جدیدترین محصولات و خرید آنلاین به سایت دلبریجات مراجعه کنید: DelBariJat.com